عکس‌العمل حضرت علی (علیه‌السلام) در قبال غصب فدک به عنوان همسر
امام علی علیه السلام در مقابل غصب فدک سکوت نکرد و به مسجد رفت و در مقابل مردم اعتراض خود را برگرفته شدن حق فاطمه سلام الله علیها بیان نمود. در اقدام دیگر با نوشتن نامه ای به ابوبکر او را از عقوبت الهی ترساند و اعتراض خود را به او اعلام کرد. اما با توجه به شرایط و تهدیداتی که برای جامعه اسلامی پیش آمده بود، بیش از این دست به اقدامی نزد.

سؤال: وقتی فدک غصب شد حضرت علی علیه السلام به عنوان همسر حضرت زهرا سلام الله علیها چه اقدام‌هایی انجام دادند؟


گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که حضرت علی علیه السلام اقداماتی در جهت بازگشت فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها انجام دادند. این اقدامات در راستای وظیفه اجتماعی و خانوادگی (به عنوان همسر) صورت گرفته است. اما موقعیت و شرایط جامعه اسلامی به گونه‌ای بود که مانع از آن می‌شد حضرت علی علیه السلام بخواهد دست به قیام بر علیه غاصبان خلافت و فدک بزند. مشکلاتی همچون جنگ‌های رده،1 ظهور پیامبران دروغین2 و خطر حملات رومیان3 از جمله مسائلی بود که شرایط بحرانی در جامعه اسلامی ایجاد کرده و حضرت علی علیه السلام مجبور شد به جهت حفظ مصالح اسلام و بنابر سفارش و وصیت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله صبر پیشه کرده و در مقابل غاصبین؛4 از گرفتن حق خویش و اهل بیتش خودداری کند.5

با این حال در اولین اقدام و پس از درخواست ابوبکر از حضرت زهرا سلام الله علیها مبنی بر آوردن شاهدانی که فدک را حق ایشان می‌دانند، به مسجد رفته و به نفع فاطمه سلام الله علیها شهادت داد.6 پس از رد شهادت ایشان، و مصادره فدک، امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد آمد و درحضور مهاجر و انصار به ابوبکر اعتراض کرد که چرا فاطمه سلام الله علیها را از چیزی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به او بخشیده، منع کرده است. پس از آن ابوبکر شاهدِ عادل طلبید. امام علی علیه‌السلام استدلال کرد اگر چیزی در دست کسی باشد و دیگری مدعی آن شود، فرد مدعی باید برای خود بینه (دلیل و شاهد) بیاورد نه فاطمه سلام الله علیها که فدک از قبل در دستش بوده است. سپس عمر گفت: اى على علیه‌السلام ، ما را رها كن و با ما سخن مگوى؛ چرا كه ما نمى‏‌توانيم پاسخ استدلال‏‌هاى تو را بدهيم! اگر شاهدهایی آوردى [كه هيچ‏]؛ وگرنه فدك مال مسلمانان است و تو و فاطمه سلام الله علیها در آن حقّى نداريد... .7

در اقدامی دیگر امام علی علیه السلام پس از شنيدن محروميت حضرت زهرا سلام الله علیها از فدك ‏نامه‌ای به ابوبکر نوشت و در کلامی تهدیدآمیز، از غصب خلافت و فدک سخن گفت و در پایان فرمود: اين را بدانيد كه خداوند بهترين حاكم، و رسول با كرامت او خصم شما، و روز قيامت؛ توقّفگاه شما خواهد بود، اميدوارم كه خدا آنجا را تنها موقف شما قرار داده و شما را به هلاكت برساند.8

با خواندن اين نامه أبو بكر سخت به وحشت افتاده و با سخنانی در جمع مهاجرین و انصار غصب فدک را با مشورت و رأی آنها خواند... و گفت او (علی علیه‌السلام) با اصل خلافت من مخالف است، حال اينكه من مى‏‌خواستم استعفا داده و از اين كار كناره‏‌گيرى كنم ولى شما قبول نكرديد، و عدم پذيرش من فقط به خاطر دورى از مخالفت و فرار از جدال با علىّ بن ابى طالب علیه‌السلام بود، ما را با علىّ بن ابى طالب علیه‌السلام چه كار؟ آيا عاقبت كسى كه با او ستيزه كند جز شكست است؟ ابوبکر در ادامه علّت پيروزى خود را در تنها و بى‏ياور بودن علی علیه‌السلام ، مقيّد بودن وی در عمل به سفارش پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله (مبنی بر سکوت در مقابل غاصبان حق خویش9) و دشمنی سران كافرِ بيشترِ قبائل و طوائف با حضرت علی علیه‌السلام می‌داند.10

حضرت علی علیه‌السلام هر اقدامی که اقتضای مصلحت بود با بیشترین توان خویش در باز پس‌گیری حق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها انجام داد تا جایی که تصمیم به قتل ایشان گرفتند؛11 ولی شرایط جامعه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله پذیرای اقدامی بیش از این نبود.


پی‌نوشت:

1. واقدی، محمدبن عمر (م207ق)، مغازی، بیروت: مؤسسة الاعلمی، 1409ق، ج3، ص1121.

2. یعقوبی، احمد بن ابی‏ یعقوب (م بعد 292ق)، تاریخ یعقوبی، بیروت: دارصادر، بی تا، ج 2 ص 128-129.

3. واقدی، مغازی، ج3، ص1121.

4. کلینی، محمدبن یعقوب (م329ق)، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1407ق، ج1، ص281-283.

5. ابن ابی الحدید، عزالدین ابوحامد (م656ق)، شرح نهج البلاغه، قاهره: دارالاحیاء الكتب العربیه، 1378ق، ج 1، ص307-308؛ و ج17، ص151 (نامه 62).

6. جوهری، احمدبن عبدالعزیز (م323ق)، السقیفه و فدک، تهران: مکتبة النینوی، ص103؛ مفید، محمدبن نعمان (م413ق)، الاختصاص، قم: المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، 1413ق، ص183؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج16، ص216.

7. قمی، علی بن ابراهیم (م قرن سوم)، تفسیر قمی، قم: دارالکتاب، 1404، ج2، ص155؛ طبرسی، احمد بن علی (م588ق)، الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد: نشر مرتضی، 1403ق، ج1، ص93-94. لازم به ذکر است این گزارش برای اولین بار در این دو منبع ذکر شده است و منابع بعدی همچون بحار الانوار به این منبع ارجاع داده‌اند.

8. طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص95-96.

9. کلینی، اصول کافی، ج1، ص281-283.

10. همان، ص96-97.

11. طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص93-94.

نظرات

captcha