شیوه مواجهه امام حسن عسکری (علیه‌السلام) با فرقه‌های انحرافی غیر شیعه
براساس گزارش‌های نقل شده، رفتار امام‌حسن‌عسکری (علیه‌السلام) با افراد و فرقه‌های منحرف غیرشیعی متفاوت بود. ایشان با توجه به احتمال هدایت و عدم آن، از شیوه‌های طرد و لعن، تبیین اصول دینی و راهنمایی افراد مستعد، بهره مي‌بردند.

در آسمان شوری برپا شده است. مردی از سلاله نور پا به عرصه زمین گذاشته تا با چشمه جوشان علم و معرفتش جهان تشنه را سیراب کند. او، پدر آخرین فرزند از تبار آفتاب است... همو که جهانی چشم انتظار اوست. آری! او پدر منجی انسانیت و آزادگی است.... 

اما امروز در زمین هم بلوایی به پاست. از هر طرف تفکری خودش را برتر از دیگری معرفی می کند و یار می طلبد. انسان معاصر در آشفته بازار معارف و مکاتب فکری مختلف دست و پا می زند. براستی با این همه تفکر انحرافی چه باید کرد؟

می گویند تاریخ تکرار گذشته هاست. گویا بی راه هم نمی گویند. تاریخ را که ورق می زنیم، در دوران امام عسکری علیه السلام، فرق انحرافی جامعه اسلامی را در تنگنا قرار داده بود. چه بهتر ازین که بدانیم امام معصوم در مواجهه با این جریانات انحرافی چه اقدامی انجام داده است؟

نوشتار پیش رو در صدد این واکاوی تاریخی است...


سؤال:

شیوه برخورد امام حسن عسکری(علیه‌السلام) با فرقه‌های انحرافی غیر شیعی چگونه بود؟

پاسخ:

امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در دورانی زندگی می‌کرد که دیدگاه‌های مختلف انحرافی از سوی برخی فرقه‌های شیعی و اهل سنت مطرح بود. انحرافات اعتقادی گروه‌های درون شیعی، چالش‌های اعتقادی برای شیعیان ایجاد کرد. بعضی از فرق غیرشیعی نیز در جهت تضعیف باورهای شیعی، تلاش کردند.

امام حسن عسکری (علیه‌السلام) زمانی که در مورد طرف مقابل خود احتمال هدایت می‌داد، تلاش بسیار می‌نمود؛ در این مورد می¬توان از برخورد ایشان با یکی از فیلسوفان معاصرشان یاد کرد:

 ا«بویوسف یعقوب بن اسحاق کِندی» از فیلسوفان مسلمان عرب بود، او کتابی به نام «تناقض القرآن» تألیف کرد5. روزی شاگرد کندی خدمت امام(علیه‌السلام) رسید و در مورد سخنان استادش و تالیف کتابش سخن گفت. امام علیه السلام، روش صحیح هدایت فیلسوف مسلمان را به شاگرد آموزش داد. شاگرد نزد استاد خود رفته و به همان شیوه‌ای که امام(علیه‌السلام) فرموده بود، عمل کرد. روش سوال کردن شاگرد از کندی باعث تعجب او شد و فهمید که این روش جز از علوم خاندان نبوت سرچشمه نمی‌گیرد. سپس کندی دستور داد، آتش روشن کردند و تمام نوشته‌های خود را سوزاند6. امام حسن عسکری(علیه‌السلام) با ترسیم رفتاری بدون خشونت و تأکید بر احترام، عطوفت و مهربانی، به شاگرد کندی، شیوه مواجهه با استاد را آموزش داد. واکنش امام در برابر این جریان ما را به دو نکته مهم در سیره تبلیغ عملی ایشان راهنمایی می¬کند: اولا شاگرد را با روش تبلیغ و چگونگی بیان نظریه صحیح آشنا کرد. از طرف دیگراستاد فیلسوف را با یک سؤال به فکر و تعمق بیشتر دعوت کرد. در این میان نسبت به تعامل شاگرد نسبت به استادش در مباحث علمی رعایت احترام و تواضع را به اوآموخت.

امام (علیه‌السلام) با گروه‌هایی که باعث سست شدن اعتقادات مردم می‌شدند، برخوردهای متفاوتی داشت. در سیره امام حسن عسکری (علیه‌السلام) لعن بر افراد و فرقه‌هایی که اصول دین را مورد هجمه خود قرار دادند، وجود دارد.

از دیگر فرقه¬های منحرف در این دوران، صوفیه بود که باورهای انحرافی را در جامعه رواج می‌¬دادند.7 آنان مذهبی مشتمل بر رهبانیت و نصرانیت اختراع کردند. در این مذهب، کفر و اسلام با یکدیگر آمیخته شده و جریان صوفیه را ایجاد کرده بود.8 این گروه، توسط شخصی به نام «ابو هاشم کوفی» و در زمان امام صادق(علیه‌السلام) به وجود آمد. این فرد در کتب اهل سنت توثیق شده است9. امام(علیه‌السلام) آنان را لعن نمود و از آنان بیزاری جست. هم چنین مردم را به دوری کردن از این افراد توصیه نمود.3

در باره نحوه مواجهه امام حسن عسکری(علیه‌السلام) با این گروه، روایتی در منابع قرن 11 از امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام) به نقل از امام صادق(علیه‌السلام)، وجود دارد. در این روایت صفات فرقه صوفیه و ظاهرفریبی آنان در لباس دین تبیین شده است. دوری نمودن از این فرقه، سفارش هر دو امام است10.

 بنابر شواهد موجود، صوفیه در زمان امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام) فعالیت بسیاری داشتند. «بایزید بسطامی» یکی از بزرگان فرقیه صوفیه در زمان امام حسن عسکری(علیه‌السلام) بود. انتساب وی به جریان صوفیه با گرایش اهل‌سنّت مورد تأیید منابع رجالی است. تغییر در باورهای دینی در زندگی این فرد به خوبی مشهود است11.

«عروه‌بن‌یحیی‌دهقان» از دیگر صوفیان بود که روایات دروغ به امام حسن عسکری(علیه‌السلام) نسبت می‌داد. «فضل بن‌شاذان» به امام(علیه‌السلام) نامه نوشت و از او شکایت کرد12. امام(علیه‌السلام) فرمودند: «از صوفیه که رفتارشان تصنعی است، دوری کنید. 13

از دیگر عقاید و باورهای انحرافی در زمان امام عسکری‌ (علیه‌السلام) اعتقاد به جسمانیت خداوند بود. نفوذ اعتقادات این گروه در بین امت‌اسلامی باعث بروز اختلاف در بین آنان می‌شد.«ابراهیم‌بن‌محمدهمدانی»14 از وکلای امام(علیه‌السلام) برای مواجهه صحیح با این گروه از امام کسب تکلیف کردند. امام(علیه‌السلام) در پاسخ به او، غیر قابل رؤیت بودن خداوند را تبیین نمودند.15 جسمیت برای خدا قائل شدن، انحراف در تفکر توحیدی است زیرا اصل دین دعوت به یکتاپرستی است و در صورت آسیب دیدن این تفکر، اصل رسالت پیامبران نيز خدشه‌دار می‌شود؛ بنابراین امام(علیه‌السلام) در برخورد با گروه مجسمه، تفکر آنان را باطل دانسته و تفکر توحیدی صحیح را آموزش دادند.

نتيجه:

براساس گزارش‌های نقل شده، رفتار امام‌حسن‌عسکری (علیه‌السلام) با افراد و فرقه‌های منحرف غیرشیعی متفاوت بود. ایشان با توجه به احتمال هدایت و عدم آن، از شیوه‌های تبیین اصول دینی و راهنمایی افراد مستعد و طرد و لعن، بهره مي‌بردند.


پی‌نوشت‌ها:

  1. مرزبانى، محمد بن عمران، (1425ق)، معجم الشعراء، بیروت: دار صادر، ص576.
  2. (ر.ک) مجذوب تبريزى، محمد،(1387ش)، الهدايا لشيعة أئمة الهدى (شرح أصول الكافي للمجذوب التبريزي)، قم: دارالحدیث، ج1، ص97.
  3. كشى، محمد بن عمر،(1363ش)، رجال الكشي - اختيار معرفة الرجال (مع تعليقات مير داماد الأسترآبادي)، قم: مؤسسه آل البیت (علیه‌السلام)، ج2، ص804.
  4. مجسمه گروهی بودند که برای خدا جسم قائل بودند. سوالاتی در مورد افرادی که برای خدا جسم قائل بودند، از امام (علیه‌السلام) پرسیده می‌شد.( شيخ صدوق، (1398 ش)، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ص97و 104)
  5. مرزبانى، محمد بن عمران،(1425ق)، معجم الشعراء، بیروت: دار صادر، ص576.
  6. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن علی(1379ش)، مناقب آل أبي طالب (عليهم‌السلام) (لابن شهرآشوب)، قم: انتشارات علامه، ج4، ص 424.
  7. احمدی کچایی، مجید، ترابی میبدی، روح¬الله، 1393ش، رفتارشناسی امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) در تقابل با جریان‌های انحرافی تا دوره‌ی غیبت، مجله پژوهش‌های مهدوی، شماره 11، ص27- 47.
  8. (ر.ک)شيروانى، زين العابدين بن اسكندر، (1315ش)، بستان السياحه، تهران: چاپخانه احمدى، ص 25.
  9. ابن صالح عجلی کوفی،ابو الحسن أحمد بن عبد الله،(1405ق)،معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، مححق:عبد العليم عبد العظيم البستوي، عربستان: مكتبة الدارالمدينة المنورة السعودية، ج۱ ص۳۹۲.
  10. مجذوب تبريزى، محمد، (1387ش)، الهدايا لشيعة أئمة الهدى (شرح أصول الكافي للمجذوب التبريزي)، قم: دارالحدیث، ج1، ص100.
  11. (ر.ک) انصارى، عبد الله بن محمد،(1362ش)، طبقات الصوفیه، مقابله و تصحيح: مولايى، محمد سرور، تهران: انتشارات توس‏، ص 83.
  12. کشی، محمد بن عمر،(1404ق)، اختیار معرفه الرجال ،قم: مؤسسه آل البیت (علیهم‌السلام) لاحیاءالتراث، ج2، ص843.
  13. کشی، همان، ج2، ص816؛ استرآبادى، محمد بن على، (1422ق)، منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال، قم: موسسة آل البيت (عليهم السلام) لإحياء التراث، ج2، ص227.
  14. از وکلای امام حسن عسکری (علیه‌السلام) و رجال شناسان او را توثیق کردند.(حلی، حسن بن یوسف، (1402ق)، رجال العلامه الحلی، قم: شریف الرضی، ص103.
  15. کلینی، محمد بن یعقوب،، (1407ق)، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج1، ص104؛ صدوق، محمد بن علی،(1398ش)، قم: جامعه مدرسین قم، ص100.

نظرات

captcha